تبليغاتX
چای تلخ

 


  سلام
اين آهنگ رو گوش كنيد فعلاَ تا بعد مفصل با هم صحبت كنيم....
Nothing Else Matters
بخاطر اين اينكه مشت محكمي به دهان ياوه گويان شرق و غرب مثل اين بزنم با اينكه فوق العاده سرم شلوغه  گاهي آپ ميكنم . پيش ما بياييد.......
ضمنا چون عده ايي كلا با موسيقي خصوصا از نوع اونور آبي ( مثلا سرمه ايي و اينا!) مخالفن ‏‎ متن اين ترانه علاوه بر فلش تو صفحه اصلي تو ادامه مطلب با ترجمه كاملش هست

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در شنبه 6 مهر1387ساعت 0:27 قبل از ظهر توسط سعید حیدری پاک |


1- خبر اول چند تا روزنامه شنبه شوکم کرد : کنفرانس خبری کریس د برگ در ایران
نیازی نبود تمام خبر رو بخونی چند خط اول همه کدهارو بهت می داد جایی که حرف از امنیت ایران زده بود یا فرهنگ غنی ایران یا گوش کردنش به موسیقی ملی ایران ( یا همان غلط مصطلح : موسیقی سنتی !)
کریس د برگ بهتر از خیلی های دیگه به زبان مشترک ملل رو پیدا کرده سالهاس به همه حرف میزنه با یک زبان : زبان موسیقی .
چیزی که سالهاس من وشما هنوز قبولش نداریم !!!

2- برایم باور کردنی نبود کریس د برگ اومده باشه ایران ، با آریان آهنگ خونده باشه و از همه مهمتر بخواد تو ایران کنسرت بزاره .
نوجوانی من وخیلی از همسالای من با زمزمه کردن بانوی سرخ پوش ، ناتاشا ، ایستگاه و خیلی دیگه از آهنگهای ناب و شنیدنی کریس گذشته . آرزوی من یکی این بود که روزی  روزگاری تو کنسرت کریس د برگ بشینم و با زندگی کنوم با ترانه هاش . حالا این آرزو داره تو کشور خودم به واقعیت می پیونده.

3- نوستالژی خاطرات من با همین ترانه جدیدش با آریان زنده شد . جای که همه رو به دوست داشتن دعوت میکنه ، به صلح ، به عشق...

+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 10:37 بعد از ظهر توسط سعید حیدری پاک |



 

" صبح کله سحر از خونه زدم بیرون . یه بویی میومد انگار نشنیدمش تا حالا ....نه چند وقت پیش هم می اومد ، کی بود ؟ جلوتر رفتم چه غوغایی بود تو بازاردوم نازی آباد . چه خبره ؟ سر صبحی مردم چی میخوان ؟ بازم اون بو میاد.... "

اینارو بچه محلّمون گفت بهش نگفتم بوی چیه ولی بوی بهار همه رو دیوونه میکنه!!

 

بوی بهار

بوي باران بوي سبزه بوي خاك

شاخه هاي شسته باران خورده پاك

آسمان آبي و ابر سپيد

برگهاي سبز بيد

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو هاي شاد

خلوت گرم كبوترهاي مست

نرم نرمك مي رسد اينك بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه هاي نيمه باز

خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز

خوش به حال جام لبريز از شراب

خوش به حال آفتاب

اي دل من گرچه در اين روزگار

جامه رنگين نمي پوشي به كام

باده رنگين نمي نوشي ز جام

نقل و سبزه در ميان سفره نيست

جامت از ان مي كه مي بايد تهي است

اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم

اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار

گر نكوبي شيشه غم را به سنگ

هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ.

زنده یاد فريدون مشيري

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 8:15 قبل از ظهر توسط سعید حیدری پاک |


در اخبار آورده اند که 26 سال پیش در چنین روزی حوالی ظهر در بیمارستان شهید اکبر آبادی ( فرح سابق !) به دنیا آمدم .
+ نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت 9:10 بعد از ظهر توسط سعید حیدری پاک |


دیروز غروب از آزمون ارشد (تازگی ها ادبیات فارسی رو رعایت میکنم میگم آزمون نه اینکه بگم ارشد داشتم !!!!) که اومدم بیرون جواد تمدنی زنگ زد و دعوتم کرد به دیدن فیلم "شب" در مجتمع سینمایی اسوه ، از خدا خواسته قبول دعوت کردم و سر ساعت رسیدم و رفتیم نشستیم تا فیلم شروع شد و چند نکته (جدای از بی نظمی معمول که اولش صدا نویز داشت وبعد گوشخراش شد وکلی اینور اونور دویدن تا درستش کردن )قابل توجه بود :
1- مثلاً این برنامه به نام مروری بر آثار منتخب جشنواره امسال قراره چند روزی تو مجتمع اسوه نمایش داده بشه ولی بلیطش بیشتر از اینکه دست منتقد وکارشناس و دانشجو و امثالهم باشه بالعکس دست ملت چیپس و پفک به دست بود و قرچ قرچ صدای خوردن چیپس میرفت تو مخ آدم .
2- امین حیایی مگه چه بازی متفاوتی ارائه داده بود که شایسته دریافت سیمرغ بلورین جشنواره امسال شد ؟ البته نظر من اینه که امسال گفتن کسی نیست که سیمرغ نگرفته باشه این بنده خدا هم چند ساله داره تو این سینمای ایران زحمت میکشه یه سیمرغ هم به این بدیم ! واینگونه شد که سیمرغ تعلق میگیرد به امین حیایی بخاطر بازی در فیلم "شب" که نه داستانی جذاب داره و نه نکته و گره ی جالبی . تازه چند تا سوتی هم گرفتیم : انتظامی و حیایی از تلفنخانه اومدن بیرون بدون پول دادن !!! و ..........
3- آقا یه نفر ازین آدمهای مهم بغل دست من نشسته بود ، پدر آمرزیده تا آخر فیلم یا خواب بود یا از خواب پاشده بود وهاج و واج یه نگاهی به پرده میانداخت دوباره میرفت تو عالم خواب. موسیقی یکنواخت با تم تکراری علیقلی که مزید بر علت شده بود و طرف یه هفت هشتا پادشاهو خواب دید!
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 9:8 بعد از ظهر توسط سعید حیدری پاک |


استاد شجریان در پی مشکل ریوی که برایشان پیش آمده بود در بیمارستان کسری تحت عمل جراحی قرار گرفتند  و روز جمعه از بیمارستان مرخص شدند و حال عمومی ایشان خوب است .

استاد در یک پیام تصویری از کلیه کسانی که نگران حال ایشان بودند تشکر نمودند.

برای مشاهده پیام استاد شجریان اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط سعید حیدری پاک |


چو ازپنج تن آل عبا قرعه به نام حسين(ع) افتاد / ندا آمد كه يا حسين(ع) ؛ ما تو را انتخاب كرده ومي خواهيم جسمت را درخون /سرت را بر ني /يا رانت را در مسلخ و اهل بيتت را در اسارت ببينيم ، چگونه اي؟

وحسين (ع) بانگ بر آورد لبيك/ اللهم لبيك / وخداوند بر او مباهات نموده وفرشتگان سر تعظيم فرود آورده او را سلام دادند./




السلام عليك يا ثارالله

 

+ نوشته شده در شنبه 29 دی1386ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط سعید حیدری پاک |


شعری از اخوان ثالث خواندم که برای امام رضا گفته بود می خواستم بزارم تو بلاگ پیداش نکردم ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 8:10 قبل از ظهر توسط سعید حیدری پاک |


فعلاً حال نداریم مطلبی بنگاریم . چرا که نظامات و قوانین مملکتی از شارژ بیرونمان کرده و عن قریب است که دولت علیه را نا سزا بگوییم من باب قوانین مزخرفه که اگر ترس از محکمه بدایت ودادگاه استیناف !!! نبود چنین میکردیم.

این ایام را به مطالعه علوم عدلیه مشغولیم و زورمان می آید از این که فی الجمله هر چه بخوانیم آخر ش باید به همان آموزگاری در بلد طهران بسنده کنیم . گرچه با این اخباری که میشنویم وکالت و سردفتری بسان بقالی خواهد شد در آینده .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 8:16 قبل از ظهر توسط سعید حیدری پاک |


گفته بودم روز فارغ التحصیلی از چراغ کوچ میکنم یه بلاگ میزنم و حرفهای خودمانی و خاطره های این چهار سال رو مینویسم

امروز بالاخره دانشگاه تهران رو به زانو در آوردم و گواهی موقت فارغ التحصیلی رو گرفتم .........

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 6:50 بعد از ظهر توسط سعید حیدری پاک |